تبليغاتX
((،،××%%##$$)) بی نشانه ((،،××%%##$$))
((،،××%%##$$)) بی نشانه ((،،××%%##$$))

منوي اصلي
صفحه اصلي
پروفايل خودم
عناوين وبلاگ
آرشيو وبلاگ
پست الكترونيكي

درباره وبلاگ
دوست ندارم بگویم دوستت دارم

دوست دارم که بدانی دوستت دارم
آرشيو
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته سوم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
کد هاي جاوا

براي دريافت جديد ترين عکسها و فيلمها و همچنين جديد ترين موزيک ها اينجا عضو شويد :


( )

وقت رفتن هدیه ای دادم به تو                    حرف دل یا تحفه ای دادم به تو

تا که هر وقت دیده ات بر آن فتاد                 گفته های گفته ام آید به یاد

یاد آن شبها که تا صبح و سحر                    دوخته بودم دیدگانم را به در

تا بگویم یا که باز آ از سفر                          یا بمان یا نیز مرا با خود ببر

یاد شیهایی که با اندوه و آه                        چهره ات آید به یادم گاه گاه

هدیه ام آن قلب و احساس من است            هدیه ات آهنگ تب دار من است

هدیه ای زیور شد ست از نام تو                    ناشکفته غنچه ای در باغ تو

پای آن گل هدیه باشد خار من                      نام این هدیه بود اشعار من

                             

        **تولدت مبارک**


+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 12:31 توسط مجید |
تفاوت عشق و دوست داشتن از دیدگاه دکتر علی شریعتی ( )

          عشق و دوستی

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال .

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز هنگام با او اوج می گیرد.
عشق در غالب دل ها ، در شکل ها و رنگهای تقریبا مشابهی متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است ،اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها بر خلاف غریزه هاهر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش را دارد می توان گفت :
که به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست .
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد ،
اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست .
 عشق ، در هر رنگی و سطحی ، با زیبایی محسوس ، در نهان یا آشکار رابطه دارد . چنانچه شوپنهاور می گوید:
شما بیست سال سن بر سن معشوقتان بیفزائید ، آنگاه تاثیر مستقیم آنرا بر روی احساستان مطالعه کنید .
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج وجذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را بگونه ای دیگر می بیند .
 عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت .
 عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است . اگر دوری بطول انجامد ضعیف می شود ، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد . و تنها با بیم و امید و اضطراب و دیدار وپرهیززنده و نیرومند می ماند،
اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است ، دنیایش دنیای دیگری است .
 عشق جوششی یکجانبه است . به معشوق نمی اندیشد که کیست یک خود جوششی ذاتی است ، و از ین رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب بسختی می لغزد و یا همواره یکجانبه می ماند و گاه ، میان دو بیگانه نا همانند ، عشقی جرقه می زند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی بینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو رو شنایی آن ، چهره یکدیگر را می توانند دید و در اینجا است که گاه ، پس جرقه زدن عشق ، عاشق و معشوق که در چهره هم می نگرند ، احساس می کنند که هم را نمی شناسند و بیگانگی و نا آشنا یی پس از عشق درد کوچکی نیست .

اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند و ازین رو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید ، و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند ، و پس از آشنا شدن است که خودمانی می شوند .
دو روح ، نه دو نفر ، که ممکن است دو نفر با هم در عین رو در بایستی ها احساس خودمانی بودن کنند و این حالت بقدری ظریف و فرار است که بسادگی از زیر دست احساس و فهم می گریزد و سپس طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ کلام یکدیگر احساس می شود و از این منزل است که ناگهان ، خودبخود ،دو همسفر به چشم می بینند که به پهندشت بی کرانه مهربانی رسیده اند و آسمان صاف و بی لک دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افقهای روشن و پاک و صمیمی ایمان در برابرشان باز می شود و نسیمی نرم و لطیف همچون روح یک معبد متروک که در محراب پنهانی آن ، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا بلرزه می آورد .
دوست داشتن هر لحظه پیام الهام های تازه آسمانهای دیگر و سرزمین های دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش بوستانهای دیگر را بهمراه دارد و خود را ، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین و شوخ هر لحظه ، بر سر و روی این دو میزند .
 عشق ، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی فهمیدن و اندیشیدن نیست .
اما دوست داشتن ، در اوج معراجش ، از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد.


+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 13:23 توسط مجید |
اسکرين سيور ( )

Watermill 3D Screensaver v2.0

                     

Watermill 3D Screensaver نام يک محافظ صفحه نمايش بسيار ساده و البته جذاب است. اين اسکرين سيور جالب محيط کاملا آرام يک کلبه در دل جنگل را به صورت کاملا سه بعدي و البته با گرافيکي فوق العاده بالا همراه با موزيکي دلنشين به نمايش مي کشد. در اين محافظ صفحه نمايش ترکيب بندي رنگ ها بسيار به چشم مي آيد زيرا رنگ ها طوري کنار هم قرار گرفته اند که باعث آرامش بخشيدن به روح مي شوند.
Watermill 3D Screensaver که بيشتر به يک فيلم طبيعي شبيه است، محيط يک درياچه کوچک همراه با کلبه اي طبيعي را در جنگلي زيبا به تصوير مي کشد که صداي قطرات آب در آن به عنوان موزيک اسکرين سيور زيبايي آن را دو چندان مي کند.

قابليت هاي کليدي محافظ نمايش Watermill 3D Screensaver v2.0:
- گرافيک فوق العاده بالاي اسکرين سيور
- محيط کاملا سه بعدي آن
- موزيک دلنشين هماهنگ با محافظ صفحه نمايش
- ترکيب بندي جالب رنگ ها
- امکان اعمال تنظيمات شخصي
- سازگار با نسخه هاي مختلف ويندوز از جمله ويندوز ويستا و ويندوز محبوب 7
- و ...

حجم فایل : 10319 کیلوبایت


DigiFish Clownfish v1.0

                   

از ميان چندين و چند نمونه محافظ صفحه نمايش جذاب با موضوع نمايش آکواريوم هاي بسيار زيبا و با محيط هاي گوناگون يکي از جديدترين نمونه ها که به تازگي اولين نسخه از آن منتشر گرديده مي تواند يک آکواريم طبيعي را براي کاربران تداعي کرده و در صفحه نمايشگر يک آکواريوم واقعي را نمايش دهد. DigiFish Clownfish نام اين آکواريوم مجازي و فوق العاده جذاب و زيبا است. شايد بتوان گفت مهم ترين خصوصيت اين اسکرين سيور علاوه بر محيط جذاب و متفاوت آن نسبت به ديگر ابزارهاي مشابه ، قابليت هاي جالب اين اسکرين سيور است. در اين اسکرين سيور کاملا سه بعدي و بسيار قدرتمند از لحاظ کيفيت نمايش انتخاب ماهي ها در دست کاربر است و مي توان ماهي ها را دست چين کرد.
 پس زمينه اسکرين سيور قابل تغيير است و همچنين مي توان به سادگي موزيک دلخواهي را هم انتخاب و براي اجرا در هنگام نمايش اسکرين سيور استفاده نمود. DigiFish Clownfish قابليت هاي جالب زيادي دارد، از جمله اين که مي توان با ماوس سيستم به دنبال ماهي ها کرد و جالب است که ماهي هاهم با هوش مصنوعي که دارند از کنار ماوس فرار خواهند کرد. مي توان با راست کليک برروي اسکرين سيور از منوي مخفي برنامه براي اجرا قابليت ها استفاده کرد، قابليت هايي نظير دادن غذا به ماهي ها ، دسترسي به منوي تنظيمات اصلي محافظ صفحه نمايش و ... . اين محافظ صفحه نمايش نمونه يک اسکرين سيور فوق العاده جذاب است که علاوه بر قابليت هاي فراوان، هم از حجم مناسبي برخوردار است و هم اين که از سرعت اجراي بسيار مناسبي بهره مي برد.

قابليت هاي کليدي محافظ نمايش DigiFish Clownfish v1.0:
- کيفيت بالا در نمايش اسکرين سيور
- محيط کاملا سه بعدي آکواريوم
- امکان انتخاب ماهي ها
- امکان غذا دادن به ماهي ها
- قابليت بازي کردن با ماهي ها
- امکان تغيير پس زمينه نمايش
- قابليت قراردادن موزيک دلخواه هنگام اجراي محافظ صفحه نمايش
- قابليت زوم کردن برروي تصاوير
- منوي مخفي تنظيمات که با استفاده از راست کليک نمايان خواهد شد
- سرعت بالا در اجرا و عدم نياز به سيستم سخت افزاري قدرتمند
- سازگار با نسخه هاي مختلف ويندوز از جمله ويندوز ويستا و ويندوز 7
- و ...

حجم فایل : 8647 کیلوبایت


3D Bungalow Aquarium

                  

این بار قصد معرفی یک اسکرین سیور بسیار جالب را داریم، این  محافظ صفحه نمایش هم موضوعش رقص ماهی های درون یک آکواریوم است. اما  نکته جالب در مورد این محافظ صفحه نمایش، این است که در آن  کل آکواریوم به همراه اطرافش که  یک خانه زیبا با وسایل است به نمایش کشیده می شود.  یک اتاق معمولی همراه با تمامی وسایل و یک آکواریوم زیبا که انواعی از ماهی های زیبا در آن به زندگی می پردازند. گرافیک فوق العاده مناسب از مهم ترین قابلیت های این محافظ صفحه نمایش به شمار می رود. محیط کاملا سه بعدی، ترکیب بسیار جالب بندی رنگ ها، مدل های مختلف در نمایش تصاویر و ساعت دیجیتالی زیبا در کنار این اسکرین سیور از دیگر خصوصیات این ابزار را تشکیل می دهند.

قابلیت های کلیدی محافظ نمایش 3D Bungalow Aquarium:
- کیفیت بسیار مناسب در نمایش تصاویر
- محیط کاملا سه بعدی در نمایش
- ساعت دیجیتالی
- هماهنگی و ترکیب بندی بسیار جالب در رنگ های استفاده شده
- ماهی های بسیار طبیعی موجود  در آکواریوم
- حرکت کاملا طبیعی ماهی ها در آب
- محیط کاملا سه بعدی اسکرین سیور
- سازگار با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز ویستا و ویندوز 7
- و ...

حجم فایل : 7567 کیلوبایت


3D Four Seasons

                     

آيا به دنبال يک منظره رويايي هستيد؟
همانگونه که در تصوير مشاهده مي کنيد با دريافت و نصب اين محافظ صفحه نمايش، در محيط دسکتاپ تغييرات 4 فصل را در کمتر از دو دقيقه خواهيد داشت. تابش نور خورشيد، بارش باران و برف، شنا کردن و پرواز پرستوها، مرغابي و اردک ها، صداهاي طبيعي و موزيک آرامش بخش به اين مناظر زيبايي خاصي مي دهد. اين محافظ صفحه نمايش داراي تنظيمات خاص براي کنترل و تنظيم صداي موزيک، تعداد و نوع پرندگان و ... مي باشد.

از قابليت هاي اين محافظ صفحه نمايش به موارد زير ميتوان اشاره کرد:
- محيط سه بعدي حقيقي
- گرافيک سه بعدي
- صداي طبيعي و موزيک آرامش بخش
- تغيرات منظره هر چهار فصل
- وجود تابش آفتاب، باران و برف
- داراي پرندگان و مرغ هاي آبي زيبا
- قابليت دانلود آسان
- و ...

حجم فایل : 7207 کیلوبایت


+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 20:7 توسط مجید |
فرق عشق و دوستی ( )

عشق و دوستی

بين دوست داشتن و عشق ورزيدن فرق زيادي است.

در دوست داشتن تعهدي وجود ندارد!

اما در عشق ورزيدن تعهد است.

به همين علت است كه مردم زياد راجع به عشق حرف نمي زنند و پایبند به حرفاشون نیستند... 

 


+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 12:1 توسط مجید |
پیله ابریشم ( )

                  

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه

برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقٿ شدو

به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص

مصمم شد به پروانه کمک کندو با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به

راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیٿ و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به

تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه

او محاٿظت کند اما چنین نشد . در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد .

و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند . آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و

تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله

مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد . گاهی اوقات

در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچمشکلی زندگی

کنیم فلج میشدیم - به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم


                 


+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 11:28 توسط مجید |
خرید کارت شارژ ایرانسل و همراه اول بدون مالیات ( )
خرید کارت شارژ ایرانسل و همراه اول بدون مالیات 

 


+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 19:59 توسط مجید
با تمام وجودم می بینمت ( )

اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه نباشد ، صدای زیبای آب را هرگز نخواهیم شنید.

جوانی ام به سر آمد ، در فراق گذشت...
عمرم در انتظار به سر رسید ...
کاسه ی صبرم از داغ هجر لبریز گشت ، دلم از غصه آب شد...
به هر کجا که نظر کردم ، بودی و نبودی ، نشان از تو دیدم و نشانه ات گرفتم. نشان ز تو نیافتم و بهانه ات گرفتم...
از هز کجا که گذشتم ، عطرت بر مشام جان می رسید ، اما دلم بی تاب و جگرم سوخته...
کامم  عطشان است و زبانم الکن، دستم بی جان است و قدمهایم لرزان ؛ چرا که بی سر و سامانم...
شب هجرانت مگر سحری ندارد ؟ ساحل دریای غم دوری ات کجاست؟
آخر تا به کی امروز و فردا می کنی؟
تشنه ی یک لحظه دیدار توام ، بیمار توام ،گرفتار،آری گرفتار توام ، با وجود این همه رسوائیم...
آسمان دیده ها بارانی است،بحر دل طوفانی است.
خار بر چشمان دل سیلی زند ، همه ام ملامت می کنند ، و من سلامت...
جانم به لب آمد اگرچه نمی بینمت ،اما دلم خوش است که به من نظر داری...
آری ای دلبر بی نشان! هر شب چهارشنبه مرغ دلم راهی مسجد سهله می شود ، راهی جمکران تو ، چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی؟
یک عمر میهمان به سر خان توام، میزبانی و نمی بینمت ، ای صاحب خانه ...
صحن دلم بوی نو دارد بیا!
بیا که تیغ در چشمم نشسته ، بغض سد نفسم گشته ، روحم سرد شده ؛یعقوب دلم بیمار تو ای یوسف زهراست...
بیا که لحظه ای این دل قرار ندارد ،چرا که یار ندارد...
هر شب گیسویم را پریشان تو می سازم ، به سوی کعبه ی دل رو می کنم ، دلم را بر سر راهت می گذارم ، آری به تو می سپارمش...
برایت سفره ی دل را می گشایم ؛ دل است و شوق دیدنت، لب است و حسرت بوسیدن خاک پایت، چشم است و آرزوی دیدن خال سیاهت ، گوش است و امید بشنیدن صدای دلنشینت ، دست من است و دامان پر فیضت...
آری ! می خواهم ببینمت!...


+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 13:29 توسط مجید |
نخواهم گذشت... ( )
 

گر ز جهان بگذرم از تو نخواهم گذشت

 سر رود از پیکرم از تو نخواهم گذشت

 مردمک چشم من نقش تو بر خود گرفت

 ور همه جا بنگرم از تو نخواهم گذشت

 سرزنشم گر کنی هیچ نگیرم بدل

هر چه ملامت برم از تو نخواهم گذشت

 دیدن تو هر نفس ملک جهانم بس است

 عشق تو می پرورم از تو نخواهم گذشت

 تا به تمنای تو با تو شدم هم کلام

 عقل برفت از سرم  از تو نخواهم گذشت

 چون به سر زلف تو گشت دلم پای بند

 گر چه غمت می خورم از تو نخواهم گذشت

 دست ز جان بر کشم گر تو بخواهی چنین

 اول وهم اخرم از تو نخواهم گذشت

 گر بروم از جهان عشق تو دارم به دل

 گر ز همه بگذرم از تو نخواهم گذش

 بر سر خاک «ولی» گر گذری ناگهان

 مد نخوانی گرم از تو نخواهم گذشت

 


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 10:36 توسط مجید |
عشق یعنی ( )
            عشق یعنی

عشق يعنی با غم الفت داشتن

         سوختن با درد نسبت داشتن

                    عشق دريک جمله يعنی انتظار

                                انتظار روز رجـــعت داشتن

                                       عشق يعنی مستی و ديوانگی

                                                عشق يعنی در جهان بيگانگی

                                       عشق يعنی شب نخفتن تا سحر

                              عشق يعنی سجده ها با چشمان تر

                     عشق يعني سر به در آويختن

             عشق يعنی اشک حسرت ريختن

  عشق يعنی در جهان رسوا شدن

         عشق يعنی مست و بی پروا شدن

                  عشق يعنی سوختن يا ساختــن

                           عشق يعنی زندگی را باختن

                                   عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار

                                           عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

                                     عشق يعنی ديـده بر در دوختـن

                           عشق يعنی در فراقش سوختن

                 عشق يعنی لحظه های التهاب

        عشق يعنی لحظه های ناب ناب

 عشق يعنی با پرستو پر زدن

         عشق يعنی آب بر آذر زدن

                   عشق يعنی سوز نی آه شبان

                            عشق يعنی معنی رنگين کمان

                                     عشق يعنی با گلي گفتن سخن

                                              عشق يعنی خون لاله بر چمن

                                      عشق يعنی شعله بر خرمن زدن

                             عشق يعنی رسم و دل برهم زدن

                    عشق يعنی يک تيمم يک نماز

          عشق يعنی عالمی راز و نياز

عشق يعنی چون محمد پا به راه

       عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

               عشق يعنی بيستون کندن به دست

                        عشق يعنی زاهد اما بت پرست

                                 عشق يعنی همچومن شيدا شدن

                                          عشق يعنی قلــه و دريا شدن

                                 عشق يعنی يک شقايق غرق خون

                       عشق يعنی درد ومحنت دردرون

              عشق يعنی يک تبلور يک سرود

   عشق يعنی يک سلام و يک درود

           عشق يعنی جام لبريز از شراب

                    عشق يعنی تشنگی يعنی سراب

                            عشق يعنی حسرت شبهای گرم

                                    عشق يعنی ياد يک رويای نرم

                                        عشق يعنی غرقه گشتن در سراب

                                    عشق يعنی حلقه های بی حساب

                          عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت

                  عشق يعنی آخــرخط بهـشــت

         عشق يعنی گم شدن در لحظه ها

عشق يعنی آبـی بی انتـــها

        عشق يعنی زرد تنها و غريب

                عشق يعنی سرخی ظاهر فريب

                          عشق يعنی تکيه بر بازوی باد

                                   عشق يعنی حسرتت پاينده باد

                                    عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او

                                       عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراو


+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 14:12 توسط مجید |
نازنینم ( )

                                 

نازنینم !تو برایم هنوز بهترین حضور هستی ، در بهترین قاب دنیا . من و تو می توانیم دوباره عاشق شویم قبل از اینکه باران از

 پیچ این کوچه بگذرد . تن غربت زده جوانی ام از عشق تو گم شد و این نوشته زخمی بر دیوار دلم رنگ ترحم گرفت . من انتظار

 آبی ترین روز ها را می کشم نباید در حسرت نبودن شهد شیرین زندگی ثانیه ها را به ساعت ها تبدیل کنم و بی ارزو خواب

 فرداها را ببینم . به اندازه همان ستاره هایی که شب های خلوتم را نظاره گر بودند می خواهمت و سحر گاهان همراه با طلوع

 خورشید از شوق تو بیدار می شوم و صدای عاشق ترین شقایق ها را از پنجره اتاقم می شنوم .

                                              


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 20:43 توسط مجید |
بازی های انلاین ( )
سلام به همه عزیزان

امروز تو نت دنبال سایت های سرگرمی میگشتم که به تا بازی انلاین برخورد کردم که خیلی خوشم اومد و گذاشتم اینجا که اگه خوشتون امد و وقتشو داشتین باهاش بازی کنید

بازی پنالتی (ابتدا باید یک ضربه به بچه که توی دوازه وایساده بزنید تا بازی به مرحله بعد رفته و یک تیم انتخاب کنید و بعد play زده و بازی رو شروع کنید)

 

بازی هلیکوپتر (با نگه داشتن کلید ماوس ارتفاع هلیکوپتر زیاد شده و با رها کردن آن کاهش میابد. هلیکوپتر را تا چه مصافتی میتوانید پیش ببرید؟)


+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 13:10 توسط مجید |
عاشق ( )

 

عاشق

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو


+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 19:40 توسط مجید |
عاشق کيه؟معشوق کيه؟ ( )

مرد يا زن،در عشق زميني کداميک عاشق اند و کداميک معشوق!!!در فرهنگ ها معمولا زنان با عشوه و زيبا فريبا و دلربا هستند و اين مرد است که تسليم اين شيفتگي مي شود،اما مرد ها هم جذابيتهاي بيشماري براي زنان دارند و زنان ديوانه وار اين مردان را دوست دارند.گاهي مي گويند بايد زن معشوق باشد و مرد عاشق ،چون ادعا مي کنند زنان با احساس ترند و دلربا هستند و مرد بايد ناز اين زنان را بکشند،که بيشتر زنان با اين عقيده جلو ميروند و خود را براي مرد دلربا تر نشان مي دهند.گاهي هم مي گويند زنان بايد عاشق مردان شوند و معشوق مرد باشد،نظريه سوم مي گويد که هر دو بايد عاشق باشند و هر دو بايد معشوق باشند،اما اکنون هيچ يک از اين قانون ها جواب نمي دهد چون عاشق و معشوق سکس است و اگر زني مردي را دوست دارد بخاطر سکس است و بالعکس!و اگر کسي گفت دوستت دارم صرفا به خاطر تو نيست (البته استثناء هميشه هست) عشق و دوستي به شهوت تبديل شده و اين نوع خطرناک ترين نوع دوستي است که در اطرافمان به طور و اضح و آشکار مي بينيم.اين نوع زندگي حتي در زندگي حيوانات نيست .حال بايد چه کنيم!چاره کار دست تک تک ماست و متاسفانه همه ما کليد آن را فراموش کرديم که کجاست و شايد اصلا نمي دانيم که کليد داريم،اولين سوال اين است چه کسي بايد دل بدهد و چه کسي بايد دل بگيرد؟اصلا اين سوال درست است يا نه!

من بايد دل بدهم يا طرف مقابل يا هر دو !اکثرا مي گويند هر دو ،کدام درست است ،اصلا دل دادن يعني چي؟يعني هر چي او گفت تمکين کنيم و هر چي او گفت درست است و بايد انجام دهيم،يعني مردن براي طرف مقابل،و تو براي من بميري،پس اين من چگونه تبديل به ما مي شود من که براي تو ميميرم و تو براي من ،آيا اين براي هم مردن ماست،وقتي مني وجود ندارد چگونه ما بوجود مي آيد و هميشه اين ما را با من اشتباه مي کنيم،وقتي ما حرف مي زند پس ديگر مني وجود ندارد يعني نمي توانم من برايت بميرم،و وقتي من حرف مي زند هيچ وقت نمي تواند براي ما باشد چون من است ،من اول از هر چيزبراي خودم من هستم و تو براي خودت من هستي،و وقتي اين من درگير و منحرف است چگونه با مني ديگر که او هم ناتوان است مي تواند ما را تشکيل دهد و ادعاي ما بودن کند،پس از اصل راه کج مي رويم و همچنان بر آن پا فشاري مي کنيم ، و ماي پر اشتباه تر از من مي سازيم که در اصل ماي وجود ندارد،اين من درون که سالها از يک سري عادات و مرسومات اطاعت کرده ،چطور مي تواند با يک سري عادات و مرسومات و عقايد ديگري تبديل به يک واحد به نام ما شود،پس تنها راه حل ساده اين من و من شهوت است که در آن لحظه با هم مخلوط مي شوند و لذت مي برند و فقط براي لحظاتي ما را مي سازد،که در واقع خود گول زني است،و بعد مي گوييم،اين عشق است،من عاشقم،تو تنها معشوقم هستي ،اين حرفها همه در آن لحظه به وقوع مي پيوندد،و گاه تمام اختلافات را با شهوت فقط ساکت مي کنيم ،و بي خبر از آن روزي که اين سکوت بشکند..در حال حاضر آسان ترين و لذت بخش ترين راه فرار از همه اختلافات سکس است ،که جواب گويي هرمسئله سختي شده و گاه با آن تنبيه مي کنيم و گاهي تشويق مي کنيم،هميشه در اولينن برخود هر دو به سکس فکر مي کنند ،و اين را پلي براي بهتر شناختن يکديگر مي دانند،از شهوت به تفاهم مي رسند،و گاه وقتي که کسي را که دوست داريم و از دست داديم در روزهاي تنهاييمان بيشتر به خاطرات سکس رجوع مي کنيم تا به خاطرات ديگر،و براي آن دل تنگيم ،با تمام اين اوصاف نه عاشق داريم و نه معشوق ،اندک کساني هستند که سکس را در مرحله دوم قرار مي دهند و فقط آن هم در مرحله دوم،و همين امر باعث موفقيت چشمگيري مي شود که ديگران به آن حسرت مي خورند، و کمي مي توان براي آنها لفظ ما را به کار برد و اگر چنين باشد خود ما مي تواند تصميمات قابل ملاحظه اي بگيرد و را بهتر را انتخاب کند و هر دو عاشق آن ما ي بين خويشتن شوند

 


+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 12:22 توسط مجید |
عاشق شدن!!! ( )

عاشق شدن نوعی اعتماد کردن است، اعتماد به خوب بودن و دوست داشتـنی بودن خود و طرف مقابل. پس عاشق شدن شما به این بستگی داره که چقدر اهل اعتماد کردن هستید.

همیشه چیزی برای اینکه عاشق آن شویم وجود دارد. وقتی عاشق می شوید حس می کنید ستاره ای دارید که هرگز غروب نمی کند و آن ستاره در چشمان شما سوسو می زند. نباید بگوئید من عاشق تو هستم مگر اینکه اول معنی عشق را درک کرده باشید. خود را بیازمائید و قبل از عاشق شدن ببـینید که چقدر مفهوم عشق را در نگاه مادر ، پدر یا دوستان تجربه کرده اید؟ آیا عشق مادر را زمانی که یک فنجان قهوه به پدر تعارف می کند دیده اید؟ آیا تا کنون عاشق کسی شده ای که از تو متنفر است؟ ...

عشق یعنی اینکه وقتی من روی صحنه هستم پدرم تنها کسی است که برایم دست تکان می دهد. یادم نمی رود که همیشه مادرم می گفت پدرم خوشتیپ ترین مرد دنیاست.

عشق کالایی نیست که از بـیرون بخری و به رخ معشوقت بکشی ، کالای تو خود تو هستی. اگر می خواهی کسی عاشق تو باشد ، خودت باش. اگر سعی کنی کس دیگری باشی و یا مثل شخص دیگری لباس بپوشی پس به طور غیر مستقیم به معشوقت می گویی فرد دیگری وجود دارد که از من بهتر است و من سعی می کنم مثـل او باشم و تو باید عاشق او باشی.

      


+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 22:29 توسط مجید |
دو روز مانده به پایان جهان ( )

          

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید كه هیچ زندگی نكرده است.

تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی بود . پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد داد زد و بد وبیراه گفت ، خدا سكوت كرد . جیغ كشید و جار و جنجال راه انداخت ، خدا سكوت كرد. آسمان و زمین را بهم ریخت ،خدا سكوت كرد . به پر و پای فرشته ها و انسان پیچید ،خدا سكوت كرد . كفر گفت و سجاده دور انداخت ،خدا سكوت كرد.

 دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد. خدا سكوتش را شكست و گفت: عزیزم اما یك روز دیگر هم رفت. تمام روز را به بد وبیراه و جار و جنجال از دست دادی. تنها یك روز دیگر باقی است. بیا و لااقل این یك روز را زندگی كن.

 لابلای هق هقش گفت :اما با یك روز ...چه كار می توان كرد ...

خدا گفت: آنكس كه لذت یك روز زیستن را تجربه كند ،گویی كه از هزاران سال زیسته است و آنكه امروزش را در نمی یابد،هزار سال هم به كارش نمی آید . و آنگاه سهم یك روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: حالا برو و زندگی كن.

 او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش می درخشید. اما می ترسید حركت كند می ترسید راه برود می ترسید زندگی از لای انگشتانش بریزد. قدری ایستاد ... بعد با خودش گفت: وقتی فردایی ندارم نگهداشتن این زندگی چه فایده ای دارد؟ بگذار این یك مشت زندگی را مصرف كنم. آنوقت شروع به دویدن كرد. زندگی را به سر رویش پاشید زندگی را نوشید و زندگی را بویید و چنان به وجد آمد كه دید می تواند تا ته دنیا بدود. میتواتد بال بزند. می تواند پا روی خورشید بگذارد. می تواند...

او در آن یك روز آسمان خراشی به پا نكرد. زمینی را مالك نشد. مقامی را به دست نیاورد اما... در همان یك روز دست بر پوست درخت كشید. روی چمن خوابید. كفش دوزكی را تماشا كرد. سرش را بالا گرفت وابرها را دید و به آنها كه او را نمی شناختند سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد. او در همان یكروز آشتی كرد و خندید و سبك شد و بخشید عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.‌

او در همان یك  روز زندگی كرد. اما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زیسته بود !


+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 22:26 توسط مجید |
بی تو همیشه تنهایم ( )

       

اي اشك دگر آرام بريز بر گونه بيمار من

                              لذت ببر اي غم تو هم از اين همه آزار من

 

اي لحظه پايان من اين امشب و فردا نكن

                               درد بزرگ بودنم را اي زمان حاشا نكن


+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 18:24 توسط مجید |
راز عشق و تنهایی ( )

1. راز عشق در اين است که در وجود يکديگر عاشق خدا باشيد ، تا همواره علي رغم همه ي اشتباهات ، تشنه رسيدن به کمال باشيد ، چرا که بشر همواره علي رغم موانع فراوان ، سعي مي کند ه سمت آرمان هاي جاودانه حرکت کند.
2. راز عشق در اين است که وقتي پيشنهادي به نظرت مي رسد ، به نياز خودت براي بيان آن فکر نکني ، بلکه به علاقه ي ديگري به شنيدن آن فکر کني . اگر لازم بود ، حتي ماه ها صبر کن تا آمادگي شنيدن آنچه را مي خواهي بگويي پيدا کند.
3. راز عشق در اين است که هيچ کدام خود را معلم ديگري ندانيد . به عبارت ديگر از اين که مي توانيد از يکديگر ياد بگيريد ، سپاسگذار باشيد.

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست...

تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم...

 تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست...

تنهايي را دوست دارم زيرا...

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد.


+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 20:1 توسط مجید |
راز موفقیت ( )

همیشه از انسان موفق می پرسند: راز موفقیتتان چیست؟
اما هرگز از انسان شکست خورده نمی پرسند: راز شکستتان چیست؟
دلیل آن آشکار است و تازه در خور توجه نیز نیست.
برای هر انسانی توفیقی هست. هر چند که انگار این توفیق در پس در یا دیواری پنهان شده است.
اگر شکست خورده باشید و به موفقیت دیگران نفرت بورزید، راه موفقیت خود را مسدود می کنید. اکنون خدا نه تنها آنچه را برای دیگران کرده، بیش از آن را برای من نیز می کند.
آن کلامی که بارقه ای از تحقق آرزو در آن باشد، امورتان را دگرگون می کند.
شور و شوق نسبت به هر کاری که انجام می دهید در مخفی توفیق را به رویتان می گشاید
راز موفقیت این است که آنچه را انجام می دهید برای دیگران جالب توجه کنید. خود علاقمند باشید، دیگران نیز علاقمند خواهند شد.
معمولا حالتی خوشایند یا یک لبخند، در مخفی توفیق را می گشاید.
چینی های می گویند: مردی که چهره ای بشاش ندارد نباید مغازه باز کند.
زندگی در گذشته، و ناله و مویه از بد اقبالیها، پیرامون شمادیواری بلند میکشد.
با گفتگوی فراوان در این باره، نیروی خود را هدر می دهید و مدام به بن بست بر می خورید.
راز کامیابی، راهی است مستقیم و باریک.
جاده جذبه عاشقانه و توجه ناگسسته.
تنها آن چیزهایی را به خود جذب می کنید که بی نهایت به آن می اندیشید.
پس اگر مدام به تنگدستی بیندیشید ، تنگدستی را به خود جذب می کنید. اگر مدام به بی عدالتی بیندیشید، بی عدالتی بیشتری را به سوی خود می کشانید.
نفوذکلام خودتان، موانع را نابود می کند و سدها را از میان بر می دارد.

 


+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 21:10 توسط مجید |
زن خوش اخلاق و مرد بد اخلاق ( )

اصمعی (وزیر مامون) میگوید: روزی برای صیادی به سوی بیابان روانه شدیم. من از جمه دور شدم و در بیابان گم شدم، در حالی که تشنه و گرسنه بودم به این فکر بودم که کجا بروم و چکار کنم. چشمم به خیمه ای افتاد. به سوی خیمه روان شدم،دیدم زنی جوان و با حجابی در خیمه نشسته. به او سلام کردم او جواب سلامم را داد و تعارف کرد و گفت بفرمایید. بالای خیمه نشستم و آن زن هم در گوشه دیگر خیمه نشست. من خیلی تشنه بودم، به او گفتم: یک مقدار آب به من بده: دیدم رنگش تغییر کرد، رنگش زرد شد. گفت: ای مرد، من از شوهرم اجاره ندارم که به شما آب دهم (یکی از حقوقی که مرد بر زن دارد این است که بدون اجازه اش در مال شوهر تصرف نکند) اما مقداری شیر دارم. این شیر برای نهار خودم است و این شیر را به شما می دهم. شما بخورید، من نهار نمی خورم. شیر را آورد و من خوردم. یکی – دو ساعت نشستم دیدم یک سیاهی از دور پیدا شد. زن، آب را برداشت و رفت خارج از خیمه. پیرمردی سیاه سوار بر شتر آمد. پاها و دست و صورتش را شست و او را برداشت و آورد در بالای خیمه نشانید. پیرمرد، بداخلاقی می کرد و نق می زد، ولی زن می خندید و تبسم می کرد و با او حرف می زد. این مرد از بس به این زن بداخلاقی کرد من دیگر نتوانستم در خیمه بمانم و آفتاب داغ را ترجیح دادم. بلند شدم و خداحافظی کردم. مرد خیلی اعتنا نکرد، با روی ترشی جواب خداحافظی را داد، اما زن به مشایعت من آمد. وقتی آمد مرا مشایعت کند، مرا شناخت که اصمعی وزیر مامون هستم.

من به او گفتم: خانم، حیف تو نیست که جمال و زیبایی و جوانی خود را به پای این پیرمرد سیاه بد اخلاق فنا کردی؟ آخر به چه چیز او دل خوش کردی، به جمال و جوانیش؟! ثروتش؟! تا این جملات را از من شنید، دیدم رنگش تغییر کرد. این زنی که این همه با اخلاق بودف با عصبانیت به من گفت: حیف تو نیست می خواهی بین من و شوهرم اختلاف بیندازی. چون زن دید من خیلی جا خوردم و نارحت شدم، خواست مرا دلداری دهدف گفت: دنیا می گذرد، خواه وسط بیابان باشم، خواه در قصر، خواه در رفاه و آسایش، خواه در رنج و سختی. امروز گذشت. من که دربیابان بودم گذشت و اگر وسط قصر هم می بودم باز می گذشت. یک چیز نمی گذرد و آن آخرت است. من یک روایت از پیامبر اکرم ص شنیدم و می خواهم به آن عمل کنم. آن حضرت فرمود: ایمان نصفه الصبر و نصفه الشکر. من در بیابان به بداخلاقی و تند خویی و زشتی شوهرم صبر می کنم و به شکرانه جمال و جوانی و سلامتی که خدا به من عنایت فرمود، به این مرد خدمت می کنم که ایمانم کامل شود.

برگرفته از کتاب ازدواج و پند های زندگی -مجید احمدی


+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 11:36 توسط مجید |
شناخت دوست ( )

سلام به همه دوستان عزیزم

اولین پست در وبلاگ جدیدم

همیشه برای دوست انتخاب کردن راه های بسیاری وجود دارد. اما اگه بدون شناخت قبلی و دانستن اخلاق و رفتار دست به دوستی بزنیم ممکن است باعث جدایی بشود.

نـبـايـد پنداشت كه در زندگى چيزى وجود دارد كه انسان را بيش از داشتن دوست سعادتمند و شـادمان مى كند, دوست شايسته اى كه در احساسات انسان مشاركت كند وعواطف او شامل حال وى گـردد, و بـه هـنـگام وحشت و تنهايى مونس او باشد, و درسختيها از او كمك بخواهد, و در حوادث و رويدادها به او پناه برد, و هر گاه سانحه اى براى او روى دهد يا پيشامد بدى برايش اتفاق افـتد كه در برابر آن فكرش به جايى نرسدبا او مشورت كند چه ضربه و فشار حوادث و رويدادها را چـيـزى جـز دوست راستين نمى تواند از انسان برطرف كند تا آن جا كه دانشمند نامدار اجتماعى لـردافـبـرى دركتابش به نام سعادت و صلح گفته است : به دست آوردن دوست راستين كار سـاده وآسـانـى نـيـسـت و كسى كه اين امر برايش ميسر شده بايد بداند به گنج پرارزشى دست يافته كه بايد به نحو خوب و شايسته اى از آن بهره گيرد.

در اینجا با توجه به ماه تولد میتوان به بعضی از اخلاق و رفتار و خوب و بد دوستانمان آشنا بشیم. من خودم متولد اسفند ماه هستم و حدودا ۸۰٪ از این جملات عین واقعیاته قبول دارم و در مورد ۳ نفر دیگه که کاملا می شناختم درست بودن.

(منظور از دوست, دختر یا پسر می تونه باشه و یا کسی باشه که در آینده بخوای باهاش زندگی کنی)

            مرد متولد فروردین                                               زن متولد فروردین

            مرد متولد اردیبهشت                                           زن متولد اردیبهشت

            مرد متولد خرداد                                                  زن متولد خرداد

            مرد متولد تیر                                                      زن متولد تیر

            مرد متولد مرداد                                                   زن متولد مرداد

           مرد متولد شهریور                                                 زن متولد شهریور

            مرد متولد مهر                                                      زن متولد مهر

            مرد متولد آبان                                                      زن متولد آبان

            مرد متولد آذر                                                       زن متولد آذر

            مرد متولد دی                                                       زن متولد دی

            مرد متولد بهمن                                                    زن متولد بهمن

            مرد متولد اسفند                                                  زن متولد اسفند 

                                           منتظر نظراتتون هستم

 


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 21:40 توسط مجید |
مطالب پيشين

تفاوت عشق و دوست داشتن از دیدگاه دکتر علی شریعتی
اسکرين سيور
فرق عشق و دوستی
پیله ابریشم
خرید کارت شارژ ایرانسل و همراه اول بدون مالیات
با تمام وجودم می بینمت
نخواهم گذشت...
عشق یعنی
نازنینم




پيوندها
قالب وبلاگ
سيستم مديريت لينك باكس
ثبت نام کارت اهدای عضو
تپش آفتاب
مهتاب عشق
رویای شیرین من
در به در غزل فروش
بی آنکه بدانی دوستت دارم
خاطرات قشنگ جوجو و مومو
فقط عشق و عشق تو
تا نفس باقیست انتظارت میکشم
دوستیابی داستان شعر عاشقانه
کیانا دختری از کهکشان
عاشقی به ما نیومده
همسفر خاطره ها
فرشته یخی
نا رفیق
ستاره غریب
برای تو
غروب عشق
تلنگری بر روح(علی)
خورشید من
تنها ترین تنها
نگین
سهیلا
دنیا
عامل ناشناخته
تنهای تنها
كانتر بازان (سعــــيد)
همه چیز اینجا هست
کد آهنگ برای وبلاگ
پسر وسطی
سايت دانلود موزيك 1
سايت دانلود موزيك 2
سايت دانلود موزيك 3
سايت دانلود موزيك 4 (DJ)
ترفندوآموزش ودانلودنرم افزار
کلـــــــــــــــــــــــوب خودم

SHophaa
Far30Mobile
فروشگاه شاپ ها
قالب وبلاگ- آموزش فتوشاپ
پرتال موزيک
طراح قالب
طراح : بی نشانه
be ne shon
Template By : www.ParsTemplate.Blogfa.com l TakTemp.com l ShopHaa.com | 3Music.ir
کارت شارژ دات کام --فروش آنلاین انواع کارت شارژ - کارت تلفن - اینترنت و ...